تو هم به فكر مني حاضرم قسم بخورم
همين زمان علني حاضرم قسم بخورم
[b]به شوق وصل تو هر روز روزه مي گيرم
و با چنين دهني حاضرم قسم بخورم
[b]كه مثل من تو هم از اين فراق دلتنگي
به فكر آمدني حاضرم قسم بخورم
[b]سكوت مي كني اما در انتهاي سكوت
لبالب از سخني حاضرم قسم بخورم
[b]دلت بهانه و جمعي به فكر صيد تواند
براي اينكه زني، حاضرم قسم بخورم
[b]ازين غزل خوشت آمد و مانده اي كه از آن
چگونه دل بكني حاضرم قسم بخورم
شعر از مهرداد بابايي
برچسب:
نویسنده: استخدام کار