هنوز یادم میاد خنده ام میگیره
:))))
.gif)
هربار اتاقمو مرتب می کنم یاد مبارزه ارتش سوریه با تروریستا میافتم
کمد رو مرتب می کنم تخت اشغال می شه. تخت رو آزاد می کنم میزسقوط می کنه
.gif)
واسه مامانم برنامه "ديوار" رو نصب كردماز ديروز هي مياد تو اتاقم وسيله هامو برميداره ميگه
تو اينا رو ميخواي؟امروز داشت از خودم عكس ميگرفت
.gif)
من از اون دسته آدمام که وقتی تنهام آب میریزم رو تفاله چایی های 3
روز پیش می خورم
.
.
اما تو جمع، کافی لطفا، تلخ باشه
.
.gif)
الان دختر دبیرستانیا خوب شدن
من دبیرستان که بودم با یه دختره دوست شدم باهاش رفتم بیرون
همه تو خیابون به من میگفتن داداشت اذیت نمیشه با مقنعه؟
.gif)
ﻣﺴﺎﻓﺮﮐﺸﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺭﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻣﯽﺑﯿﻨﻦ ﻣﯽﮔﻦ...
ﺁﺥﺟﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺭﻭ ﮐﻪ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽﮔﯿﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ
.gif)
انكار
خشم
غم
پذيرش
مراحل بيدار شدن و بيرون اومدن از زير پتو هستن
.gif)
هیچوقت نزارید دوست دخترتون اسم دوس دختر قبلیتون رو بفهمه
بهش میگم پام شکسته میگه حتما دلتنگ مهسایی
:|
.gif)
رفتم کتابفروشی خواستم وانمود کنم خیلی حالیمه گفتم کتاب ماورای انتگرال رادیکالیسم رو دارید؟گفت بله
هنگ کردم
گفتم پس یک جلد خرس مهربون بدید
.gif)
دارم مسواک می زنم
بابابزرگم دندون مصنوعیش رو آورده گذاشته تو جیبه پیرهنم می گه یه دستی هم به دندونای ما بزن
.gif)
زیباترین توهینی که تا حالا تو دعوا شنیدم این بود که یکی به یکی گفت " تو دیگه باد کدوم معدهای؟"
.
.
.
.
اینقد خلاقیتش به دلم نشست که میخواسم برم وسط مثل برندهی کُشتی دستشو بگیرم بالا
.gif)
صبح شنيدم وانتى داد ميزنه. بدو سيب زمينى
رفتم بيرون بخرمديدم همسايمونه داره با پسر چاقش ورزش ميکنه
بهش ميگه بدو سيب زمينى
.gif)
تو فیلما میدیدم پدره میره بچه بزنه مادره خودشو سپر میکنه برام عجیب بود، بابام منو میزد مادرم در نقش مربیش ظاهر میشد کنار رینگ داد میزد هوگ چپ
برچسب:
نویسنده: استخدام کار