اما من موهايم را نميتراشم
هيچگاه نخواهم گفت موهايم ياد آور دستانت هستند
من هر روز با يك دنيا عشق آن ها را شانه ميكنم
گاهي مي بافمشان و به روي شانه ام مي اندازم
گاهي هم پريشانشان ميكنم و گيره اي كوچك
به آن مي آويزم
اين موها كه حالا سپيدي اش بيشتر از هميشه خودنمايي ميكند
هرچقدر هم نازيبا و نخ نما
روزي وسوسه ي عاشقي را بد به دل تو انداخته بود
برچسب: رفته ای اما,تو رفته ای اما,رفته ای اینک اما,
نویسنده: استخدام کار