![[تصویر: mqs7imydzfbyaleg5bc0.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/mqs7imydzfbyaleg5bc0.jpg)
«پریا» که پخش شد نوشتیم سریال حسین سهیلی زاده، فرشته نجات شبکه سه و تلویزیون است و پتانسیل موفقیت دارد. این اتفاق حالا افتاده و «پریا» جای خود را باز کرده. این گزارش آنالیز سریال است؛ این که چه نقاط قوت و ضعفی دارد، کارگردانش پیش از این چه کرده، بازیگرانش چه نقشی در موفقیت سریال دارند و...
نقاط قوت «پریا» تا الان بر ضعف هایش می چربد. قصه دارد و از همان قسمت اول ذهن بیننده را برای رویارویی با یک داستان پرکشش آماده کرده. وارد حوزه ای جذاب شده و انگشت روی ماجرای عشق نامتعارف یک پسر با دخترخاله مطلقه اش گذاشته، پای پدر را هم به عشق خاله باز کرده و در اداه مسئله ایدز را محور قرار خواهدداد.
آنالیز قصه و ساختار
1- قصه
یکی از ویژگی های مثبت و بارز «پریا» قصه گو بودن است. این سریال به شکل کلاسیک قصه اش را تعریف می کند. نیاز به یادآوری نیست که مخاطب ایرانی عاشق مدل «یکی بود یکی نبود» است و این شیوه داستان گویی او را سر ذوق می آورد. «پریا» از قسمت اول برای بیننده قصه تعریف کرده؛ می گوید دو خانواده هستند که یکی مادر ندارد و آن یکی پدر. نسبت این دو خانواده «دختر و پسرخالگی» است. پدر عاشق خاله شد و پسر دلباخته دخترخاله. دخترخاله مطلقه است و دو بچه دارد؛ سنش 10 سالی از پسر بیشتر است. در کنار آن قصه شخصیت های دیگر هم روایت می شود؛ مثل یک معتاد که زنش قصد جدایی از او دارد.
2- سوژه
نه تنها فرم قصه گویی «پریا» جذابیت دارد که سوژه قصه هم دارای کشش است. همین که یک پدر و پسر توامان عاشق یک مادر و دختر هستند، این که دختر مطلقه است و 10 سال بزرگتر از پسر، این که شوهر سابق دختر همچنان هست و... بیننده را درگیر داستان می کند.
از آن طرف زمینه ابراز علاقه و نیز عشق و عاشقی دختر و پسر خاله اسیر نگاه بسته تلویزیون نیم شود. مشاجره ها و اختلاف نظر پدر و پسر به گونه ای روایت شده که به خوبی گویای فاصله نسل ها است و باورپذیر. به این ها اضافه کنید ماجرای ایدز را که در قسمت های آینده محور می شود و می تواند بار دراماتیک سریال را دوچندان کند.
![[تصویر: nidufj8xo2qapc6d9pop.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/nidufj8xo2qapc6d9pop.jpg)
3- ریتم
این که «ریتم» را به عنوان ویژگی مجزای «پریا» برجسته کرده ایم یک دلیل مشخص دارد: در تلویزیون و البته سینما کم سراغ داریم آثاری که قصه شان را با ضرباهنگ بالا تعریف کنند و در قصه گویی خست به خرج ندهند. سریال «پریا» تا الان سکانس های کش دار و به اصطلاح «بستنی خور» زیاد نداشته و مهم تر این که در هر قسمت شاهد جلورفتن قصه هستیم.
سعید فرهادی در مقام نویسنده زمین بازی شخصیت های سریالش را گسترده دید و آن ها را در دایره ای محدود اسیر نکرده. پس بیننده هر بار شاهد وجهی دیگر از سرنوشت کاراکترها است نه ناظر تکرار مکررات. این ریتم پابرجاست یا قصه از نفس می افتد؟ امیداوریم که نیفتد!
4- کارگردانی
حسین سهیلی زاده هر وقت فیلمنامه ای خوب داشته موفق عمل کرده؛ یعنی جزو کارگردان هایی است که فیلمنامه را هدر نمی دهد. او در ساخت ملودرام تبحر دارد و می داند چطور قصه ای پرکشش روایت کند. سعید فرهادی در فیلمنامه «پریا» روابط علت و معلولی را به خوبی جانمایی کرده، شخصیت هایش را شناسنامه دار آفریده و همان طور که در باکس های پیش اشاره کردیم سوژه ای جذاب را به خوبی در خدمت «داستان» درآورده.
سهیلی زاده هم در تصویری کردن متن حواسش به ریتم و جذابیت های قصه بوده، بازیگران مناسب برای نقش ها انتخاب کرده و از آن ها بازی های به قاعده و باورپذیر گرفته است.
![[تصویر: yveup7dgju3x0aywohi0.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/yveup7dgju3x0aywohi0.jpg)
5- شعاری بودن
شاید اگر قصه و سوژه سریال «پریا» تا این حد جذاب و قابل قبول نبود و در بستری استاندارد و خوش ساخت روایت نمی شد، وجه شعاری بودن آن خیلی بیشتر توی ذوق می زد. از صحبت های داخل کلانتری درباره اینکه جوان ها نباید به این مهمانی ها بروند تا نظریه های طولانی خواهر و شوهر خواهر کیوان درباره زندگی مشترک و خاصیت عاشق شدن بعد از ازدواج و... همگی مصداق کامل شعاری بودن کار است. البته هنوز دو هفته بیشتر از پخش سریال نگذشته و طبیعتا با ورود به موضوع ایدز، بحث شعاری شدن بیشتر هم می شود. این را هم باید بپذیریم که هر سریالی برای اینکه قابل پخش باشد مجبور است یک مقدار شعار هم چاشنی اش داشته باشد.
6- سفیدبودن
یکی از ویژگی های مثبت «پریا» این است که شخصیت هایش همگی یکدست اند. کاراکترهای اصلی، بد یا خوب صفر نیستند و طوری طراحی شده اند انگار هرکدامشان را سال هاست می شناسیم. فقط دو کاراکتر گلی و علیرضا تا حدی از این مقوله مستثنا هستند. این زوج، کاملا سفیدند. ظاهری کاملا مثبت دارند، طبق اصول خاص آشنا شده اند و ازدواج کرده اند، الان هیچ مشکلی در ازدواج شان ندارند، دو فرزند دارند و تمام تصمیم گیری هایشان هم قابل قبول است. انگار سعید فرهادی، از این دو کاراکتر سفید به عنوان سوپاپ اطمینانی برای واقعی نمایش دادن شخصیت های اصلی اش استفاده کرده.
آنالیز بازیگرانامیرحسین آرمان:
درباره اینکه انتخاب خوبی برای نقش کیوان است، پیش از این نوشته ایم. آرمان بازیگری است که شاید تا الان به خاطر اینکه جایگاهی برای ارائه تصویر درست از بازیگری اش نداشت، نمی توانست خودش را خیلی خوب نشان دهد. حالا فرصت خوبی پیدا کرده که از قدرتش در بازیگری را به نمایش بگذارد. آرمان برای نقش کیوان، در قالب یک پسر جوان و چندین سال کوچکتر از سن ظاهر شده و به راحتی با محمود پاک نیت، در نقش پدرش، چالش می کند.
افسانه بایگان: مدت ها بود یک بازی درج یک از این بازیگر ندیده بودیم. البته شاید نقش ها، آن طور که باید قابلیتی نداشت که او را به عنوان بازیگر مطرح دهه هفتاد سینما سر شوق بیاورد.
در پریا رابطه عاشقانه از سوی یک پدر و پسر به یک مادر و دختر، از جمله سوژه های جذابی بود که احتمالا افسانه بایگان را بعد از سال ها به جایگاه موفق قبلی برگرداند. او اینجا یک مادر کلیشه ای نیست و اتفاقا شیطنت ها و روابط پنهانی اش باعث جذابیت بیشتر نقش شده.
عمار تفتی: همیشه روی یک خط حرکت کرده؛ گاهی ضعف داشته و گاهی قدرت. عمار تفتی در «پریا» یکی از تجربیات موفقش را رقم زده است. او نقش شهرام را بازی می کند که همسرش بهار او را ترک کرده و شرطش برای بازگشت کنار گذاشتن اعتیاد است. آن چه در شمایل شهرام می بینیم، مردی است معتاد که اراده و قدرت تصمیم گیری های مهم را از دست داده. نقطه مثبت بازی تفتی این است که به دام اغراق های خطرناک نقش معتاد نیفتاده.
![[تصویر: rll57uqbbw81e6ab2rr0.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/rll57uqbbw81e6ab2rr0.jpg)
برچسب:
نویسنده: استخدام کار